ازموضوعات طریفی که ذهن انسان رابه خود جلب می کندمسئله ي پیاده نمودن معارف جدیدبرمتن قرآنی می باشد.نمیدانم درگذشته چگونه بامتونی که باموضوعات علمی سروکاردارندبرخوردمی کردند.قضیه ي علم فلک را که درقرآن آمده است چگونه تفسیرمی نمودند. اکنون که تصورفلکی 180 درجه تفاوت کرده است جزو خزینه های اعجازقرآن به شمارمی رودکه به قولی درعصرحاضرکشف شده است.

اگرکمی برروی این مسئله دقت کنیم متوجه می شویم که گذشتگان نیزبراین باوربودندکه زمین وکرات دیگربرروی مداری می چرخند وفقط تصورچگونگی این مدارفرق کرده است وقرآن نیزبه طورکلی حرکت ستارگان رامتذکرشده است لذاحرکت به طورتفصیلی راچه ازدیدگاه گذشتگان وچه امروزیان می توان برآن منطبق دانست.باتوجه به اینکه تصورگذشتگان دراین مورداشتباه بوده است.

بدین وسیله قرآن به یک آچار فرانسه تبدیل میشودکه هرچقدرکه معرفت تغيیرکندبازهم برآن منطبق است واین هم به هرمونتیکی بودن قرآن برمی گردد و بوسیله ي تأویل می توان انواع مختلف معرفت رابرآن منطبق دانست. لذاقران دارای متنی مصرف کننده است وهرچقدرکه معرفت بیرونی تغییرکندفهم وتفسیرمانیزمتفاوت خواهدبود.

سخن حضرت علی نیزدراین باب گواه سخن ماست که می گوید:ان القرآن لا ینطق وانماینطق به الرجال. وی درهمان زمان به این نکته تفطن یافته بود. بنابراین شایدسخنی گزاف نباشدکه مابه مسئله اعجازعلمی قران نظری بیافکنیم ودرباره آن تجدیدنظر نماییم. مابایدبدانیم که معرفت همیشه متغییراست و متن های ممتاز قابلیت انعطاف پذیری بسیار بالایی درمقابل معرفت دارند.

جمال