آیا به خاطرخدا می آموزم؟
برای پاسخ به این سوال ابتداباید بدانیم خردورزی ویادوستداری معرفت به چه معناست؟دوست داری معرفت غریزه ای است درانسان که انسان راجهت آموختن به حرکت وامیدارد وقدرت این غریزه شخص به شخص متفاوت است.بهرحال جواب دادن به این سوال پس ازاین مقدمه، ساده بنظرمیرسد ،زیرامیتوان گفت که انسان میآموزدزیراکه میخواهدبداندنه اینکه چون خداگفته که بدان.حتی خودخداجزء موضوعهاي دانستن وی قرارمی گیرد.آیااگرخدایی وجودنداشت انسان ازآموختن دست میکشید؟این همه دانشمندان بي خداکه درطول تاریخ علم وفلسفه نامشان میدرخشدبه چه انگیزه ای میآموختند؟آنچه که درنصوص قرآن وحدیث درموردآموختن وعلم آموزی ذکرشده بیشتربه پشتیبانی وپرورش این غریزه چشم داشته است وخواسته است که این غریزه راازانحراف بازداشته وبه مسیردرست هدایت نماید وآنهم بیشتردرارتباط این غریزه باعناصردیگربشری تجلی میابد.مثلاهدایت علم جهت مصلحت بشروغیره وذلک.زیرااهمیت به این غریزه باعث میشودکه انسان اطراف واشیاء وخوب وبدراشناخته وازنقاط مثبت آن استفاده برده وازنواحی منفی آن اجتناب ورزد.
این غریزه ی تعلم وآموختن است که توانسته انسان رابدین مرحله ازتاریخ بشری برساندوبرای پيشرفت بهتر،بایدتوانمندیهاومحدودیتهای آن رابشناسیم.
غریزه ی تعلم مثل غریزه ی خوردن است.مانمیتوانیم بگوئیم که به خاطرخدامیخوریم زیراکه درصورت عدم وجودوی نیزانسان ازخوردن سربازنمیزدهمچنان که ملحدین میخورند انسان میخوردچون نیازداردنه اینکه خداگفته بخور.
ما به هر حال ميخوريم ،مهم درست خوردن است تابتوانیم ازاین جسم درست محافظت کنیم.
جمال
جذبه های کوچک میتوانند به افکاری بزرگ منجر شوند