نحوه وصول به حقیقت
حقیقت چیست وکدام است وچگونه وازچه راهی میتوان بدان رسید؟این سوال مهم واساسی بشردرطول تاریخ بوده است. بهتراست این سوال رادرفرهنگ اسلامی خودمان بررسی کنیم.غالبا این کلام را بارهاشنیده اید که : ابتدابه مذهب ومکتب خودبه خوبی واقف شو سپس به دیگری بپرداز.سوال اینجاست که آیااین روش واقعا روش موفقی برای رسیدن به حقیقت است؟
معلوم است که این روش ِ روش کندیست ،ولی روش سریعترکدام است؟چه بسااین روش باعث کاشتن تعصب دروجودانسان میشود .فعالیت درحیطه یک فکروعدم توجه به افکاردیگربه بهانه اول این سپس دیگری شعله ي تعصب وجمودرابرافروخته ترمیکند.بهتراست باافکاردیگرنیزبودوبه اصطلاح انسان بایدبااختلافات زندگی کند.یعنی ازفکراصلی که دیاراصلی توست بسوی افکاردیگرکه بلادوسرزمینهای دیگراست سفرنموده تابدین وسیله زادفکری مثبت خود راافزوده وقسمت منفی آن رابزداییم واین با "فسیروا فی الارض وفسیروافی الافکار" میسرمیشود.
به نظربنده بهترین روش برای قضاوت درموردافکاراینست:
1) مسلح شدن به ابزارهای معرفت
این ابزارها ابزارهایی هستندکه مارا قادرمیسازد تا قاضی خوبی درمعرکه باشیم.مثلا کسی که میخواهدقاضی موفقی درمورد گرایشهای مختلف تفسیری باشدبایدمسلح به صرف ونحو ِ بلاغت وغیره باشدوبا توجه به اینکه این گرایشها فلسفی هستندیاادبی ویا فقهی ابزاردیگری مانند منطق وادب وغیره نیزبدانها اضافه خواهند شد.
البته این ابزارها دوگونه اند:
الف)ابزارهای اولیه قدیم : این ابزارها آن است که تاکنون داشته ایم.
ب)ابزارهای جدید: به مرورزمان ابزارهای معرفتی پیشرفت کرده وافزایش میابندودانستن آنها مارادرامرقضاوت موفقترمینماید.مثل افزودن فراورده های زبان شناسی معاصربه ابزارهای گذشته درامرمتن شکافی.
2)موضوعیت دربحث : کوشش دربی طرف بودن رمزموفقیت درجستجوی حقیقت است.
ما هیچکدام خالی ازپیشفرضهای ذهنی نبوده و دربحث نیزبی نیازآن پیشفرضهانیستیم ولی دربه کاربردن این پیشفرضها باید دقت نموده ونبایداین پیشفرضهارابرمتن ویاموضوع بحث تحمیل کردوبه معنایی واضحتربحث ما نبایدایدئولوژیک باشد. ما نمی توانیم مطلقاً بدون پیش فرض باشیم فقط بحث بر روی چگونگی استفاده ما از این پیش فرضهاست واینکه چگونه آنها را اداره کنیم.
3)توجه به تاریخ : نگریستن به سیرتاریخی موضوع بحث واینکه چه جریانها ومکتبهای فکری دراین جهت به وقوع پیوسته اند واینکه این احزاب چگونه تشکیل یافته وآیاعوامل خارجی دیگری نیزغیرازفکرموردنظردرتشكيل يافتن آنها موثربوده است یانه؟مارابه هندسه ي بحث موردنظربیشترآشناکرده ودرفرق نهادن بین افکارعلمی وواقعی وافکاری که ساختگی وغیرعلمی اند موفقترمی نماید. البته اشاره براین نکته ضروریست که دربررسی احزاب همیشه نتیجه بحث تمایل پیداکردن به یکی ازاحزاب به طورکامل نیست بلکه غالبا منفی زدایی ازهردووگرفتن نقاط مثبت ازآنهاست که این خودباعث ایجاد فکرسوم میشود ِ فکری که فراورده دیالکتیک بین دویاچندفکرمیباشد."فبشرعبادالذین یستمعون القول فيتبعون أحسنه". " وأنا او إياكم لفي ضلال مبين".
4)عدم ترس ازخطاوابرازنظر : "من اجتهدفأصاب فله أجران ومن أخطافله أجر".
باید درطرح سوالات شجاعت به خرج دادوازمتوجه نمودن به هرکسی که باشدنهراسید ِ زیراتنهابدین وسیله است که میتوانیم مواردمنفی رایافته وباخط زدن آنان به پیش رفته واصلاح راتحقق بخشیم.برخی رسالتشان شجاعت ستانی است، هر مکتب یا ایده و ایدئولوژی که به نامهای متفاوت مسیری از علم را میبندد خواسته یا ناخواسته مرتکب خیانت شده است.
· شجاعت دانستن داشته باش* كانت
جمال
جذبه های کوچک میتوانند به افکاری بزرگ منجر شوند