دیالکتیک بین جامعه و احزاب (پلورالیزم احزاب)
در جوامع بشری نظامهایی حاکمند و یا واقعیتهایی درعرصه ي جامعه حکم میرانند لذا این نظامها و واقعیتها در کنار نقاط مثبتشان ِ نقاط منفی دیگری نیز دارند که باعث ایجاد شکافهایی در جامعه میگردند و این نقاط منفی باعث تولید حزبها گردیده تا این شکافهای حاصله را پر کنند. این واقعیت حزبها است که تاریخ نیز به آن اذعان دارد.
ولی مشکل اساسی که حزبها با یکدیگردارند بیشتردربرون بینی حاصله ازدرون بینیشان میباشد که باعث کشاندن آنان به یک جنگ فیزیکی و یا تبلیغاتی با یکدیگر میگردد. اگردرون بینی یک حزب که همان ایدئولوژی تشکیل دهنده حزب است سقیم باشد به برون بینی آن که همان نظر به حزبها دیگراست سرایت کرده و موضع آن را در مقابل آنها تعیین میکند.
یکی ازعوامل سقم احزاب را میتوان انحصار طلبی آنان دانست ِبدین معنا که این تنها حزب وی است که میتواند سعادت فردی و اجتماعی را برای بشریت تاُمین کندوفهم وی تنهافهم درست وصحیح میباشد . این انحصارطلبی اگربه مرتبه تعصب برسد باعث بسته شدن درهای گفتگوبااحزاب دیگرگردیده و ممکن است سرانجام کار به تنش بیانجامد.اگراحزاب بدین مرتبه از فهم برسند که همه برای پرکردن شکافی درجامعه بوجود آمده اندواینکه واقعیت موجود درجامعه باعث ایجادچنین حزبهايي گردیده است مشکل حل میشدچراکه اگرفلان شکاف و یا ضعف وجود نداشت این حزب متعلق به آن شکاف نیزبه عرصه وجود نمی آمد. علی الاقل می توان گفت که اگرحزبی واقعا مشروعیت نداشته وبرای پرکردن شکافی نیزنیامده باشد بهرحال با نقدهای خودچه موجه و چه غیر موجه ، در ترقی حزب مقابل موثر خواهدبود ِ همین نقدها وحمله ودفاعهاست که باعث پیشرفت و یا اصلاح احزاب میگردد.
جمال
جذبه های کوچک میتوانند به افکاری بزرگ منجر شوند