انسانها غالبا قاعده هایی چون علت ومعلول و سبب و مسبب را درک میکنند و یا اینکه نسبت به بعضی چیزها شک کرده و مشغول کنکاش در آن میگردند . این تقریبا وظیفه ی نرم افزاری عقل است.

حال اگر در اینکه چگونه این قواعد در عقل انسان جاسازی شده و اینکه بحث از چگو نگی مثلا شک نماییم و اینکه شک چیست و چه وقت انسان شک میکند و اگر شک نکند آیا عقل وی سالم است ،دراین هنگام وارد مباحث سخت افزاری عقل شده ایم و به اصطلاح وارد تشریح وكالبد شكافی خود عقل گردیده و اجزای آن را بیرون آورده و آن را بررسی می نماییم.

در زبان شناسی نیز این مقوله مطرح است بدین معنا که دلالت لفظ درخت یا سنگ و یا اتومبیل به چیزی معین ویا اینکه تعبیرات و جملات چه معناهایی را در بر می گیرند واضح است ولی اینکه این دلالات و تعبیرات چگونه در فکر انسان جاگذاری شده و اینکه چگونه کار میکنند مقوله ای دیگر است که فلسفه زبان را تشکیل میدهد.

جمال