*اگرچنانچه از با‍ژگونی روزگار كاهلی بدرجتی رسد يا غافلی رتبتی‌ يابد بدان التفات ننمايد و اقتداء خويش بدو درست نشناسد.

*در هرزيانی‌ زيركی است.

*مردمان را نترساند تا ايمن زيد.

*إذا عظم المطلوب قل المساعد.

*هر كه از خطر بگريزد خطير نشود.

*آفت دل ضعيف آواز قوی .

*برضعف حمل نتوان كرد وبدان فريفته نشايد گشت كه باد سخت گياه ضعيف را نيفكند و درختان قوی را براندازد و بناهای محكم و كوشك های بلند را بگرداند.

*الرأي قبل شجاعة الشجعان هو أول و هي المحل الثاني

*نيك خواهان دهند پند وليك نيك بختان بوند پند پذير

*هر كجا رأی سست بود شجاعت قوی مفيد نباشد.

*فأن الزند(چوبی كه از خود آتش می دهد) يوری باقتداح:از زند آتش خارج می شود چون طلب آتش كنند.

*هر روز خدمتكاری ثابت قدم بدست نيايد و چاكر ناصح محروم يافته نشود.

يكفيك نصيبك شح القوم:سهم و نصيب تو ،تو را از حرص و بخل قوم و سئوال كفايت ميكند.

*عاقل را از حطام اين جهان بكفاف خورسند بايد بود و بدان قدر كه حاجت نفسانی فرو آيد قانع گشت و آن قوتيست وملبسی و مسكنی چه اگردنيا جمله يك تن را بخشند فايده همين باشد كه حوايج بدان مرفوع گردد.

*كريم اگر در سرآيد دستگير او كرام توانند بود چنانكه پيل اگر درخلاب بماند جزپيلان او را از آنجا بيرون نتوانند آوردن.

*خردمند اگر چه بقوّت خويش ثقتی دارد تعرض عداوت جايز نشمرد و تكيه برعدت و شوكت خويش روا نبيند ونه هر كه ترياق و انواع داروها بدست آرد باعتماد آن بر زهر خوردن اقدام بنمايد.

*ثق بالناس رويدا.

*اندك خرد به از مردی‌ بسيار كه يكتن اگر چه توانا ودلير باشد و در مصاف رود ده تن راتا غايت بيست را بيش نتواند زد اما مرد دانا بيك فكرت مُلكی پريشان كند و لشكر گران را برهم زند.

*حديث النبي:العاقل يبصر بقلبه ما لا يبصر الجاهل بعينه.

*سخن بي هنران را درحق هنر مندان كافی نشنود.

*الحرفة لا تُنسی ولكن دقائقها تنسی.

*أخوك من صدقك لا من صدقك.

*اسباب ظاهردر چشم اصحاب بصيرت و دل ارباب بصارت وزنی نيارد زن مرد نگردد بنكو بستن دستار.

*فايده ی‌ تجارب تنبه و تيقظ است.