*نی چو تو در حفظ جانی مانده ام بلكه من هرروز جان افشانده ام

* در همه عالم نميدانست كس كاين رسول اسكندر روم است وبس

هيچكس چون چشم اسكندر نداشت گر چه گفت اسكندرم باور نداشت

* كار ما از خلق شد برما دراز چند از اين مشتی گدای بی نماز